اثباتي ساده براي وجود خدا !

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع "خدا " رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

راستي ! چرا يافتن خدا براي خيلي از ماها اينقدر دشوار است ؟
شايد جواب اين سوال در اين جمله باشد كه :
زيرا ما بدنبال چيزي هستيم كه هرگز آنرا گم نكرده ايم ...!
زندگينامه شهيد محمد على رجايى
|
برگرفته از كتاب « روزها و رويدادها جلد دوم » تآليف : جمعي از نويسندگان شهيد محمد على رجايى ، در سال 1312 هجري قمري در شهرستان قزوين متولد شد، تحصيلات ابتدايى را تا اخذ گواهينامه ششم ابتداى در همين شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگى از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادر مهربان و منيع الطبع قرار گرفت . در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد يعنى در 1328 وارد نيروى هوايى شد. در مدت 5 سال خدمت در نيروى هوايى ، دوره متوسطه را با تحصيل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و به سال 1338 دوره ليسانس خود را در رشته رياضى به پايان برد و به سمت دبير رياضى به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتيب در شهرستانهاى خوانسار، قزوين و تهران به تدريس ، اشتغال ورزيد.شهيد رجائى در مدت تدريس ، هميشه آموزگارى دلسوز، پركار و شايسته بود و ضمن تدريس ، به فرا گرفتن علوم اسلامى و انجام فعاليتهاى سياسى همت مى گماشت . در سال 1340 به عضويت نهضت آزادى در آمد كه منجر به دستگيرى وى (در ارديبهشت 1342) و پنجاه روز زندان شد. پس آزادى از زندان با شهيد باهنر به سازماندهى مجدد هيات موتلفه پرداخت و براى پرورش افرادى كه بتوانند نبردى مسلحانه را اداره نمايند به اعزام داوطلبانى به جبهه فلسطين دست زد. در همين رابطه و براى تكميل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از كشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركيه رفت و از آنجا عازم سوريه شد. شهيد رجايى همگام با فعاليتهاى سياسى لحظه اى نيز از خدمات فرهنگى غافل نبود از آن جمله تدريس در مدارس كمال و رفاه ، همكارى با بنياد رفاه و تعاون اسلامى با همكارى شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتى و شهيد دكتر باهنر و آيت الله هاشمى رفسنجانى . ايشان با نهايت شجاعت و شهامت مدت دو سال ، در زندانهاى انفرادى رژيم پهلوى انواع و اقسام شكنجه ها را تحمل نمود و چون كوهى استوار مقاومت كرد. در اثر اين مقاومتها او را به زندان قصر و سپس به اوين فرستادند. او در زندان به ماهيت واقعى منافقين پى برد و از آنها تبرى جست . دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا كشيد و شهيد رجائى در سال 1357 با اوج گيرى انقلاب اسلامى همراه ديگر زندانيان سياسى آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سياسى و فرهنگى گرديد و به اتفاق عده اى از همكارانش براى بسيج و سازماندهى مبارزات مخفى معلمان مسلمان ، تلاش گسترده اى را آغاز كرد و موفق به ايجاد انجمن اسلامى معلمان شد. او در راه پيماييهاى عظيم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشيد و نقش موثرى در فعاليتهاى تبليغاتى آنها داشت . شهيد رجائى پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در سال 1358، مسئوليت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتى كردن كليه مدارس شد. سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديد و به دنبال تمايل مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 18/5/1359 به عنوان اولين نخست وزير جمهورى اسلامى ايران به مجلس معرفى و با راى قاطع به نخست وزيرى انتخاب شد. شهيد رجائى در اين مسئوليت خطير، على رغم اين كه به فاصله بسيار كوتاهى با توطئه عظيم استكبار جهانى در ايجاد جنگ تحميلى از سوى رژيم صدام روبرو شد و همچنين كارشكنى هاى بنى صدر و متحدانش و خرابكاريهاى منافقين و ساواكيها را در پيش رو داشت ، اما توانست به بهترين وجه از عهده انجام وظايف و مسئوليتهاى سنگين خود بر آيد. به دنبال عزل بنى صدر از رياست جمهورى ، شهيد رجائى با راى اكثريت مردم محرومى كه شاهد تلاشهاى صادقانه ((اين فرزند صديق ملت و مقلد با وفاى امام ((ره )) بودند به رياست جمهورى انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى كه توان تحمل وجود اين مايه اميد مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در هشتم شهريور ماه 1360 او را به همراه يار قديمى اش شهيد باهنر در انفجار دفتر نخست وزيرى به شهادت رساندند. [يادش گرامي باد]
|
اگر افزایش فشار خون دارید نکات زیر را در زندگی روزانه بررسی و رعایت نمایید.
2- اگر افزایش وزن دارید با رژیم آن را کاهش دهید.
3- از خوراکیهای سالم مانند سبزیها، میوه ها و خوراکیهای کم چرب نوش جان کنید.
4- کوشش کنید که از میزان نگرانی های روزانه هر چه ممکن است بکاهید.
5- مقدار مصرف نمک، الکل و کافئین را به حداقل ممکن برسانید.
چگونه سیگار سبب افزایش فشار خون می شود؟
نیکوتین موجود در سیگار و تنباکو سبب تنگ شدن عروق و افزایش ضربان قلب می شود که خود هر دو سبب افزایش فشار خون می شود. با قطع سیگار بیماری فشار خون شما بهترمی شود. فشار خون شما کاهش می یابد و بعلاوه خطر بیماری قلب و سکته قلبی نیز کمتر خواهد شد.
پائین آوردن وزن بدن و ورزش چه اثری در بهبودی بیماری فشار خون دارد؟
در اکثر افرادی که افزایش وزن و چاقی مفرط دارند کاهش وزن سبب کاهش فشار خون می شود. ورزش و فعالیت فیزیکی هم چون به کاهش وزن کمک می کند سبب پایین آوردن فشار خون می شود. هم چنین به نظر می رسد که ورزش خود به تنهائی نیز سبب پایین آوردن فشار خون می شود.
چگونه نمک را کنترل کنیم؟
استفاده از نمک در بسیاری از بیماران سبب افزایش فشار خون می شود. بنابراین آنان که گرفتار افزایش فشار خون هستند نباید بیشتر از 2400 میلی گرم نمک در روز توسط مواد غذائی مصرفی روزانه دریافت کنند. این مقدار تقریباً برابر است با 4/1 1 یک قاشق چایخوری می شود. ولیکن در برخی از بیماران باید حتی از این مقدار هم کمتر نمک بخورند که این مقدار را پزشک معالج برای اینگونه بیماران مشخص خواهدکرد.
هرگز به غذای خود سر میز نمک نپاشید. هرنوشابه و یا غذای آماده که از فروشگاه می خرید حتماً به میزان نمک موجود در آن که اکثراً به نام Sodium می نویسند توجه کنید.وقتی که همین نوشابه های مشابه کوکاکولا و یا پپسی و یا هر نوع دیگر و یا چیپس را توجه کنید، متوجه می شوید که تا چه مقدار زیادی حاوی نمک سدیم هستند. و یا شاید حیرت زده شوید که تا چه مقدار زیادی نمک در نان روزانه مصرفی دریافت می کنید. در مورد ایرانیها، به ویژه پنیر ی که هر روز استفاده می کنیم به میزان بسیار زیادی نمک وارد بدن ما می سازد.
نوشابه های الکلی چه اثری در بدن دارند؟
مصرف الکل در برخی از افراد فشار خون را بالا می برد. اگر الکل می نوشید بیش از یک با در شبانه روز مصرف نکنید. شما می توانید یک قوطی آبجو یا یک گیلاس شراب و یا اندکی الکل قوی تر مثل ویسکی و یا کنیاک در شبانه روز بنوشید.اگر پس از نوشیدن الکل متوجه شدید که فشار خون شما بالا می رود در این صورت باید از نوشیدن حداقل الکل هم صرف نظر بفرمایید.
استرس چه اثری در افزایش فشار خون دارد؟
استرس هم ممکن است سبب افزایش فشار خون شما بشود و باید کوشش بر ان باشد که آنچه را که سبب استرس در شما می شود تا آنجاکه ممکن است برطرف کنید. و اگر خود نتوانستید از پزشک خود کمک بگیرید. در اصطلاح پزشکی دو روش وجود دارد به نام های Relaxation و
Biofeedback Techniques. که در بر طرف کردن استرس موثر و آرامش را به شما بر می گرداند. در این جا یاد آورد می شوم که بر طرف کردن استرس و داشتن آرامش خاطر نه تنها در درمان بیماری فشار خون بلکه در درمان هر بیماری دیگری مؤثر است.
دارو درمانی چگونه کار می کند؟
دارو های گوناگون برای درمان بیماری فشار خون در بازار موجود می باشد و نهایت کوشش پزشک این است که با داروئی که خوردنش آسان ، و عوارض آن کمتر باشد و حتی در برخی موارد بودجه بیمار هم برای خرید آن دارو در نظر گرفته بشود. فشار خون بیمار را به حد طبیعی برساند و برخی از بیماران باید دارو ها را برای تمام عمر مصرف کنند. و گاهی هم در تعدادی از بیماران به ناچار باید چند نوع مختلف دارو درمانی استفاده کردتا بتوان افزایش فشار خون آنان را تا حد طبیعی پایین آورد. دارو های فشار خون در بازار به نام Antihypertensive Medicine نامیده می شوند و بر حسب نوع اثری که در کاهش فشار خون دارند در دسته بندی گوناگون قرار می گیرند. من کوشش می کنم که نحوه کار این داروها را به زبان ساده در هر دسته برای شما بیان کنم.
دارو های مدّر: این دارو ها باعث ازدست دادن آب و نمک زیادی از بدن می شود و در نتیجه کاهش مایع در داخل عروق ،فشار خون را در داخل عروق پایین میبرند.
بتا بلوکر: آدرنالین هورمونی است در بدن که وقتی که بر روی سلول هائی از بدن که گیرنده آن هستند اثر کند سبب افزایش فشار خون می شود. این دارو ها مانع اثر هورمون آدرنالین برروی گیرنده های آن در عروق می شوند.
آلفا بلوکر: این دارو ها سبب می شوند که عروق بازتر و گشادتر بمانند در نتیجه فشار خون را پایین می آورند.
ACE Inhibitor: این داروها از تنگ شدن عروق جلوگیری می کنند.
Calcium Channel Blockers:اینها نیزاز تنگ شدن عروق جلوگیری می کنند وبا مکانیسم دیگر مانع ورود مقدار زیادی از کلسیم به داخل سلول عروق خونی می شوند.
Cambinations: گاهی هم برای بعضی از بیماران ناچار می شویم که از چندین نوع دارواستفاده کنیم که برای آسان تر بودن و راحتی بیمار بجای اینکه بیمار دو قرص متفاوت بگیرد هر دو دارو را در یک قرص جایگزین می کنند مثلاً مخلوطی از دارو های مدر با ACE Inhibitor.
عوارض این دارو ها چیست؟
هرداروئی به هر حال عوارض جانبی نیز دارد که در مورد افراد متفاوت است. باید در نظر داشت که بدن هر فردی ممکن است واکنش متفاوتی با بدن شخص دیگر نسبت به این دارو ها داشته باشد.
عوارض ناشی از داروهای فشار خون می تواند به صورت سر گیجه در حالت ایستادن، اختلالات خواب، سرفه، خشکی دهان، سردرد، افسردگی، یبوست و کاهش و یا افزایش پتاسیم بدن و در مردان گاه به صورت اختلال در Erection(نغوظ) بروز نماید.
هر بیمار داروی ضد فشار خون می گیرد، اگر دچار عارضه ای در اثر دریافت دارو بشود باید به دکتر خود مراجعه کند. و یا اگر داروئی می گیرد و روی فشار خون شما اثر نمی کند و یا دچار عوارض ناشی از دارو می شوید با پزشک معالج بهتر است مشاوره کنید. و داروی دیگری را امتحان نمایید. بگذارید که پزشک معالج برایتان بهترین دارو را با توجه به وضع مزاجی شما انتخاب کند
آموزش تغذيه براي مبتلايان به ديابت
ديابت چيست ؟
|
طبق برآورد فدراسيون بين المللي ديابت ,درسال 2003 ,194 ميليون ديابتي درسراسرجهان زندگي مي كنندوتخمين زده مي شودكه درسال 2025 اين تعدادبه 333ميليون نفربرسد. باتوجه به اينكه ديابت براي سلامتي جهانيان يك تهديداست,مي توان گفت كه بالغ بر6/3 درصدازجمعيت جهان باديابت زندگي مي كنند. درحال حاضرديابت چهارمين علت مرگ وميردربيشتركشورهاي توسعه يافته است . ديابت دونوع اصلي دارد: افرادي كه ديابت نوع اول دارند يعني مقدارخيلي كمي انسولين توليدمي كنند و يا اصلا انسوليني در بدنشان توليد نمي شود و لازم است كه براي ادامه زندگي انسولين تزريق كننداين نوع ديابت بيشتردركودكان و نوجوانان است . نوع دوم ديابت افرادي هستندكه نمي توانندازانسولين استفاده موثركنند آنهامي توانندبيماريشان راتنهاباتغييرروش زندگي كنترل كنندومعمولا بيشتربه داروهاي خوراكي نيازدارند و كمت ربه انسولين . نوع سوم ديابت دربعضي مواردحاملگي اتفاق مي افتد, اما معمولاپس از حاملگي برطرف مي شود. قابل ذكراست ,طبق آماربيش از90 درصدازمواردديابت درجهان ديابت نوع دوم است .
تشنگي بيش ازحد,گرسنگي دايمي ,تكررادرار,كاهش وزن ناگهاني ,خستگي مفرط وتاري ديدميباشد. ممكن است افرادمبتلابه ديابت نوع دوم علايم مشابهي داشته باشند,امااين علايم كمترظاهرشود,اكثراافرادمبتلابه اين نوع ديابت علايمي ندارندو فقط بعدازچندسال به واسطه بيماري ديگري متوجه آن مي شوند. ديابت بيماري مزمني است كه درطول زندگي فردبايددقيقاكنترل شود,بدون مراقبت صحيح ,قندخون مي تواندبالابرودكه اين امردردرازمدت به بدن آسيب مي رساندوباعث اختلال دربافت هاواندام هاي مختلف بدن مي شود. دركوتاه مدت وبلندمدت عوارض ديابت شامل بيماري قلبي وعروقي ,بيماري كليه (نفروپاتي ديابتي ),بيماري اعصاب (نوروپاتي ديابت )وبيماري چشم (رتينوپاتي ديابتي)مي گردد.باتوجه به اينكه بيماريهاي قلبي وعروقي ناشي ازديابت شامل آنژين صدري , حمله قلبي ,ايست قلبي وسكته مغزي مي باشد,مي توان گفت كه بيماري هاي قلبي و عروقي بيشترين موردمرگ وميردرافرادديابتي وعلت اول مرگ دركشورهاي صنعتي است . علل شايع شيوع دیابن نوع 2 عبارتند از: ناكافي بودن انسولين توليد شده از لوزالعمده براي حفظ كار طبيعي سلولهاي بدن ،اختلال در استفاده از انسولين در سلولهاي بدن به علل نامعلوم .عوامل افزايش دهنده اين بيماري عبارتند از:چاقي در بزرگسالان ،استرس ،حاملگي ، استفاده از بعضي از داروها، مثل قرصهاي ضدبارداري، داروهاي ادرارآور از نوع تيازيدي، كورتيزول يا فنيتوئين در چه شرايطي بيمار مي بايستي به پزشک مراجعه کند: اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم ديابت شيرين را داريد.
علت ايجاد مرض قند دلايل مختلفي براي كاهش توليد انسولين توسط لوزالمعده شناخته شده است و هر بيماري ممكن است به يكي از اين دلايل دچار مرض قند شده باشد. اين دلايل عبارتند از: وارثت (ژنتيك)، ابتلا به بيماريهاي عفوني، شرايط محيطي و استرس. محققيني كه بر روي دوقلوهاي يكسان و خانواده بيماران مبتلا به مرض قند تحقيق مي كنند كشف كرده اند كه نقش عوال ارثي در ابتلاي به هر دو نوع مرض قند اهميت دارد. در دوقلوهاي يكسان در صورتي كه يكي از آنها به مرض قند نوع 1 دچار باشد، 50 درصد احتمال دارد كه ديگري نيز به مرض قند مبتلا شود. اما در مورد مرض قند نوع 2، اگر يكي از دوقلوها به اين بيماري دچار شود، ديگر حتماً به بيماري مبتلا خواهد شد. بسيار مشكل است كه پيش بيني كنيم كه چه كسي بيماري را به ارث مي برد. در تعدادي از خانواده ها اين بيماري شديداً بين افراد خانواده شايع است و اين افراد استعداد زيادي در ابتلاء به اين بيماري دارند. دانشمندان در اين خانواده ها موفق به پيدا كردن چندين ژن شده اند كه احتمالاً مسئول ايجاد اين لوزالمعده را شروع كند كه چندين سال بعد اثر خود را نشان دهد. افرادي كه به مرض قند نوع 2 مبتلا مي شوند اغلب رژيم غذايي غير متعادلي داشته و چاق هستند. بطور قابل توجهي، افرادي كه از كشورهايي كه مرض قند در آنجاها زياد شايع نيست به كشورهايي مهاجرت مي كنند كه اين بيماري در آنجا شيوع بيشتري دارد، آنها نيز در معرض خطر بيشتري براي ابتلاي به اين بيماري قرار مي گيرند. تغييرات عمده در نحوه زندگي نيز مي تواند احتمال ابتلاء يك شخص به ديابت را افزايش دهد. يك مثال خوب در اين مورد، افراد جزيره نائورو مي باشد. وقتي در اين جزيره معادن فسفات كشف شد، مردم اين جزيره پول يادي بدست آوردند و ثروتمند شدند. در نتيجه رژيم غذايي آنها نيز تغيير نمود و اضافه وزن پيدا كردند و بيشر از گذشته مستعد ابتلاء به مرض قند شدند. تعداد كمي از افراد هم وجود دارند كه بروز مرض قند در آنها بعلت ايجاد بيماري ديگري در لوز المعده مي باشد. براي مثال بيماري پانكراتيت (التهاب لوزالمعده) مي تواند باعث تخريب قسمت بزرگي از لوزالمعده شود. بعضي از افرادي كه به بيماريهاي هورموني دچار هستند مثل سندرم كوشينگ (افزايش توليد هورمون استروئيد در بدن) يا آكرومگالي (افزايش توليد هورمون رشد در بدنت) ممكن است به عنوان يك عارضه جانبي از بيماري اصلي شان، به مرض قند نيز مبتلاء شوند. همچنين لوزالمعده مي تواند بر اثر مصرف زياد و طولاني مدت الكل نيز دچار آسيب شود. گرچه بسياري از افراد، وقوع ابتلاء به مرض قندشان را به بروز وقايع استرس زايي مثل تصادفات يا ساير بيماريها ربط مي دهند اما اثبات يك ارتباط مستقيم بين استرس و مرض قند دشوار مي باشد. توضيح اين مسئله ممكن است در اين حقيقت نهفته باشد كه افراد، پزشكشان را به دليل بعضي از وقايع استرس زا ملاقات مي كنند و در همين ملاقات ها است كه تصادفاً مرض قندشان تشخيص داده مي شود.
|
خواص شلغم
|
شلغم نه تنها از نظر داشتن ويتامين و خواص معدنياش ارزنده است، بلكه از حيث ساير ويژگيهاي غير غذايي هم سرآمد بوده و در زمره سبزيهاي مهم شمرده ميشود. |
![]() |
|
علاوه بر پياز سبزيهاي ليفي (گياهان سبز) نيز عوامل عمده پيشگيري از سرطان به شمار ميآيند، زيرا آنها همانند كلم پيچ و ساير گياهان چليپايي طبق تحقيقات آزمايشگاهي از موادي برخوردارند كه رشد سرطان را در جانوران متوقف ميسازند. هم چنين شلغم روغني (منداب) كه شلغمي بزرگ و زرد رنگ است، داراي مواد ضد سرطاني است. شلغم يكي از بقولات بسيار مقوي و مغذي است كه به سبب دارا بودن ده درصد مواد قندي و سرشار بودن از املاح مفيدي مانند كلسيم و منيزيم جزو مواد غذايي بسيار باارزش به حساب ميآيد. شلغم يكي از پاككنندهها و سازندههاي خون بوده و چنان كه گفته شد، املاح كلسيم و منيزيم موجود در آن موجب جلوگيري از ابتلا به بيماريهاي خطرناكي مانند سرطان ميشود. هم چنين شوره محتوي در آن باعث تصفيه خون و دفاع بدن در برابر بيماريهاي عفوني ميشود. پتاسيم موجود در شلغم، چربي را خنثي ميكند و آرسنيك آن در تشكيل گويچههاي سفيد و قرمز خون دخالت مستقيم دارد. از طرف ديگر فسفر موجود در شلغم، موجب تقويت ياختههاي عصبي ميشود. بايد دانست كه لازم است از برگ شلغم خواه به صورت پخته يا خام در سوپ يا سالاد و يا خوراكهاي ديگر استفاده شود. نه تنها در برگ شلغم مقدار زيادي كلسيم وجود دارد بلكه علاوه بر آن، اين گياه حاوي مقادير زيادي آهن و مس نيز هست كه سبب ازدياد خون و به ويژه هموگلوبين ميشود. به هر اندازه رنگ برگ شلغم تيرهتر باشد، يد بيشتري در آن هست. هم چنين وجود ويتامين آ، ب و ث در برگ و ريشه آن، به خوبي نشانگر نقش مؤثر و مهم آن در حفظ تعادل عصبي و به خصوص در تعادل تغذيه آن است. دكتر برتوله ثابت كرده است كه عصاره شلغم، حل و دفع سنگهاي كليوي را به علت خاصيت حلكنندگي كه بر روي اسيد اوريك دارد، تسهيل ميكند. شلغم، اثر مفيد و مؤثري در درمان بيماريهاي دستگاه تنفسي دارد. براي اين منظور از آش و سوپ آن استفاده ميشود. همين طور ميتوان عصاره آن را به دست آورد. براي اين كار شلغم را با شكر سرخ به وزن مساوي در كميآب ميريزند و به ملايمت حرارت ميدهند. طريقه ديگر آن است كه وسط شلغم بزرگي را خالي كرده و شكر سرخ را درون آن ميريزند و پر ميكنند و ميپزند. شكل سوم نيز آن است كه شلغم را به حلقههاي گرد بريده و پياز را نيز به همين شكل درميآورند. سپس طبقات شلغم و پياز را در ظرف گردي بر روي حرارت ميگذارند و هنگاميكه گرم ميشود به تدريج شربت آن جدا ميشود. اين شربت براي درمان سرماخوردگي و گلودرد بسيار نافع است و از آن ميتوان به عنوان قرقره نيز استفاده كرد كه در موارد گلودرد به كار برده ميشود. در موارد دمل، كورك و هر نوع كانون التهابي و تورمي يا چركي از ضماد شلغم پخته استفاده شده و بر روي موضع ميگذارند. ترب سياه هم كليه خواص شلغم را دارا بوده و حتي در برخي مواقع غنيتر هم هست. بهتر آن است كه ترب سياه و شلغم خام را رنده كرده و به شكل خام ميل كنند تا از خواص آنها به طور كامل بهره گيرند. ميتوان از اين دو همراه با سبزيهاي ديگر نيز به صورت سالاد استفاده كرد. شلغم خوب سه علامت دارد: | |
عذاب دوزخ و پوست انسان
|
|
|
نوشته :عبد الرؤوف مخلص در يكي از كشورهاي اسلامي كنفرانسي در بارهء اعجاز قرآن كريم بر پا گرديده بود. در اين كنفرانس دانشمندان مشهوري كه به اسلام ايمان نداشتند نيز از اغلب نقاط جهان دعوت شده بودند. علامه شيخ محمد متولي الشعراوي داستان را اينگونه روايت ميكند: پروفيسر تايلندي «تا گاثات تاگاسن» كه از بزرگترين دانشمندان جهان در زمينهء علم تشريح است در اين كنفرانس در بارهء اعصاب انسان سخن ميراند. سخنراني او بيشتر روي اين محور متمركز بود كه اعصاب حسي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارند به نحوي كه اگر پوست انسان بسوزد، ديگر احساس درد هم تماماً از بين ميرود. در اين هنگام يكي از دانشمندان قرآن پژوه به پا خاست و آيهء 56 سورهء «نساء» را كه خداوندYدر آن از عذاب اهل دوزخ سخن ميگويد، تلاوت كرد: ]...كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ[ «به زودي كساني را كه به آيات ما كفر ورزيدهاند، در آتشي سوزان درآوريم كه هر گاه پوستهايشان (بسوزد) و بريان گردد، پوستهاي ديگري را برجايش نهيم تا عذاب را بچشند، آري خداوند توانا و حكيم است» و سپس گفت: از آنجا كه خداي سبحان ميخواهد به ما بگويد كه عذاب دوزخ براي كافران عذاب دائم و مستمرّي است كه هرگز توقف نميپذيرد، و از آنجا كه خداي عليم كه خود آفرينندهء انسان است ميداند كه وقتي پوست انسان بسوزد، احساس درد در او از بين ميرود، پس در اين آيه ما را به اين حقيقت متنبه ساخته است كه پوست بدن دوزخيان همينكه بسوزد، دوباره به فرمان وي پوست جديد ديگري جانشين آن ميگردد تا احساس آنها به عذاب الهي همچنان مستمرّ و پيوسته باقي بماند. چون اين آيات بر پروفيسر «تاگاثات تاگاسن» تلاوت گرديد، او گفت: آيا به راستي اين سخن چهارده قرن قبل گفته شده است؟ گفتند: آري؛ گفت: آخر اين حقيقتي است كه علم جديداً به آن پي برده است. بنابراين ممكن نيست كه گويندهء آن بشري باشد و يقيناً اين كلام، كلام خداي سبحان است. دانشمندان عزيز! اينك وقت آن فرارسيده كه من در محضر شما به اين حقيقت گواهي دهم كه: خدايي جز معبود يگانه نيست و اينکه محمدrفرستادهء برحق اوست. آنگاه با نداي بلند شهادتين را تكرار كرد: «أشهد أن لا إلا إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله» از اين داستان که بگذريم شما تصور كنيد كه اگر خداي عزّوجلّ نحوهء استمرار عذاب دوزخيان را به دقيقترين شيوهء علمي آن براي ما بيان نميكرد، چه اتفاقي ميافتاد؟ يعني اگر اين حقيقت علمي كه اعصاب حسّي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارد و چون جلد بسودزد، احساس درد در انسان از بين ميرود كشف ميشد، اما قرآن كريم براي ما چگونگي استمرار عذاب را بيان نميكرد، آن وقت حتماً كافران ميگفتند: اكنون ديگر علم مشكل ما را با عذاب خداي شما حل كرد. چرا كه پوست بدنهاي ما در دوزخ پروردگار شما در كوتاهترين مت ميسوزد و بعد از آن ديگر ما به هيچ وجه درد و رنجي را احساس نميكنيم! پس (العياذ بالله) همه مباني دين شما بر اساس چنين پندارهايي بنا نهاده شده است! شما تا كنون پي هم از عذاب جاويدان سخن ميگفتيد و اينك علم آمد و اين جاودانگي شما را ابطال كرد. حالا ديگر ما بي پرواتر از هميشه بر راه كفرمان رهنورديم. در اينجا بود كه واقعاً ميان قرآن كريم و حقايق علمي تصادم رونما ميشد، از آن روي كه پروردگار متعال در آيات 74 و 75 از سورهء «زخرف» ميفرمايد: ]إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ، لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ[ «بي گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگار اند. عذاب از آنها تخفيف نمييابد و آنها در آنجا نوميداند» اما از آنجايي كه قرآن كتاب خداوندYاست و دين وي حق است، پس آيهء كريمه 56 سورهء «نساء» آمده است تا اين علامات استفهام را براي هميشه از ميان بردارد. خوب؛ آيا فقط همين يك دليل مادي و علمي بر حقانيت قرآن كريم و بر وجود خالق متعال كافي نيست؟ و هرگاه همين آيهء مباركه توانست يكي از بزرگترين دانشمندان جهان را به اعلام اسلام آن هم در برابر يك كنفرانس بين المللي در حالي وا دارد كه سخت تحت تأثير اعجاز علمي قرآن كريم قرار گرفته بود، پس آيا فقط همين يك آيه، براي قناعت ايماني تمام اهالي روي زمين به پذيرش اسلام بزرگ بسنده نميباشد؟! |
يافتن سرعت نور توسط قرآن کريم
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسنده :محمد احسان خرامید کاشف این محاسبه : دکتر منصور حسب النبی فیزیکدان مصری دفتر بین المللی استاندارد هاUS : C=299792.4574+0.0011 Km/s بین المللی فیزیک بریتانیا: C=299792.459+0.0008 Km/s هفدهمین کنفرانس با موضوع اندازه گیری و سنجش استاندارد در 21 اکتبر 1983: C=299792.458 Km/s اندازه گیری سرعت نور به روش های مختلف در زمانهای متفاوت:
اما... شگفتا ! در 14 قرن پیش این مساله در قرآن حل گشته و برای اهل علم و معرفت بیان شده است. در ذیل آیاتی از قرآن که مر تبط با این مورد است آورده شده است. "و اوست خدائیکه شب و روز و خورشید و ماه را به قدرت کامل بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر می کنند" (سوره ی انبیا آیه ی 33( "اوست آفتاب را رخشان و ماه را تابان فرمود و سیر ماه را در منازلی معین کرد تا به این وسیله شماره ی سنوات و حساب ایام را بدانید اینها را خدا جز به حق و مصلحت نظام نیافریده است خدا آیات خود را برای اهل علم و معرفت مفصل بیان خواهد کرد" (سوره ی یونس آیه ی 5) "ای رسول ما کافران به سخره از تو تقاضای تعجیل در عذاب می کنند و هرگز وعده ی خدا خلف نخواهد شد و همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست" (سوره ی حج آیه ی 47) "او امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می کند, سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است باز بسوی او بالا می رود" (سوره ی سجده آیه 5) محاسبه ی سرعت نور توسط قرآن کریم: در آیه 5 سوره ی سجده, مسافت سرعت نور (الامر) در یک روز برابر فاصله ی طی شده توسط ماه در 1000 سال(12000 ماه) بیان می گردد. بنابراین از فرمول زیر استفاده می کنیم. x=C.t=12000.L :c سرعت نور(الامر) :t زمان در یک روز :L طول مسیر حرکت ماه در مدت یک ماه برای تعیینL نیاز به دانستن انواع سیستم سالنامه بر اساس ماه داریم: 1 سیستم ساینودیکSynodic (ماه قمری) : که به حرکت مجازی ماه و خورشید نسبت به زمین بستگی دارد. 1 روز = 24 ساعت = 86400 ثانیه 1 ماه = 29.53059 روز ماه در گردش دور زمین به موقعیت اولیه ی خودش دقیقا در راستای بین خورشید و زمین بر میگردد, به عبارت دیگر زمان بین یک طلوع خورشید تا طلوع دیگر در ماه است, که به این دوره یک ماه سیندیک گویند. 2 سیستم سیدریالSidereal (ماه نجومی) : که وابسته به حرکت نسبی ماه و خورشید نسبت به ستارگان در کیهان می باشد. 1 روز=23:56’:4.0906” ساعت = 86164.0906 ثانیه 1 ماه= 27.321661 360 درجه دوران ماه برابر26.92484 درجه دوران زمین است و این دوران در 27.321661 روز (655.71586 ساعت) رخ می دهد و ماه نجومی نامیده می شود. تعیینL : با مشاهده ی خط سیر ماه در یک ماه نجومی ملاحظه می شود که این حرکت دایره ای نیست بلکه مانند یک منحنی به طولL=v.T است. L=v.T :L طول مسیر حرکت ماه در مدت یک ماه نجومی :v سرعت ماه نسبت به کیهان :T دوران کامل ماه که برابر 27.321661 روز است. با یک تناسب می توان زاویه ای که زمین نسبت به خورشید در عرض 27.321661 روز طی کرده را نیز محاسبه کرد: a / 360=(27.321661 day) / (365.25636 day) سرعت ماه : دو نوع سرعت برای ماه وجود دارد: -1 سرعت ماه نسبت به زمین: برابر است با Ve=2.pi.R/T R=384264 km شعاع دوران کامل ماه T=655.71986 h دوره ی دوران کامل ماه Ve=2 x 3.14162 x 384264 / 655.71986=3682.07 km -2 سرعت ماه نسبت به جهان: فرمول آلبرت انیشتین برای این نوع سرعت v=Ve.Cosa a=26.92848: زاویه ی تشکیل شده توسط دوران زمین در مدت یک ماه نجومی که در تناسب بالا بدست آمده است. حال با یافتن پارامتر های مساله شروع به حل می نمائیم... C.t=12000.L C.t=12000.v.T C=12000.(Ve.Cos a).T/t C=12000 x 3682.07(km/h) x 0.89157 x 655.71986(h)/86164.0906 = 299792.5 km/s |
نامه ابراهام لينكلن به آموزگار فرزندش:
اوبايد بداند كه همه ي مردم عادل وهمه ی آنها صادق نيستند.اما به فرزندم بياموزيد كه به ازاي هر شياد انسانهاي صديق هم وجود دارند.به او بگوييد درازاي هر سياستمدار خودخواه رهبر باهمتي هم وجود دارد.به اوبياموزيدكه درازاي هر دشمن دوستي هم هست.
مي دانم كه وقت مي گيرد اما به او بياموزيد كه اگر با كار وزحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار پيدا كند .به اوبياموزيد كه از باختن پند بياموزدواز پيروز شدن لذت ببرد .اورا ازغبطه خوردن برحذر داريد.
به او نقش وتاثيرمهم خنديدن را يادآور شويد.اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب را در زندگي آموزش دهيد .به اوبگوييد تعمق كند به پرندگان درحال پرواز دردل آسمان.به گلهاي درون باغچه به زنبورهاكه درهوا پرواز مي كنند دقيق شود.
به فرزندم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود امابا تقلب به قبولي نرسد.به اوياد بدهيد با ملايم ها ملايم وبا گردنكش ها گردنكش باشد.به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگرهمه خلاف او حرف بزنند .
به او ياد بدهيد كه همه ي حرفها را بشنود وسخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند.ارزشهاي زندگي رابه فرزندم آموزش دهيد.
به او ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند .به اوبياموزيد كه دراشك ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر وشعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.
به او بگوييد تسليم هياهو نشود واگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد وبا تمام قوا بجنگد .در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك ناز پرورده نسازيد . بگذاريد او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه مي توانيد چه كار بكنيد. منبع :http://goruheshimi.blogfa.com/
